تخريب پوسته هاي زيستي خاك در مراتع زاگرس و اثرات آن در فرسایش خاک و افزايش ريزگردها در غرب ايران | MYCO-LICH

تخريب پوسته هاي زيستي خاك در مراتع زاگرس و اثرات آن در فرسایش خاک و افزايش ريزگردها در غرب ايران

ShareThis
محمد سهرابی1*، جلیل کاکه2، مریم باخوش2، طیبه اختر3، سونیا خطیبی4
1- استادیار گروه محیط زیست- سازمان پژوهش¬های علمی و صنعتی ایران
2- دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علوم خاک- پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
3- دانشجوی کارشناسی ارشد- گروه زیست شناسی علوم گیاهی دانشگاه شهید بهشتی
4- دانشجوی دکتری- گروه علوم مرتعداري - واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

یکی از شاخص­های زیستی مهم در ارزیابی سلامت محیط زیست و پایداری منابع طبیعی حوزه زاگرس حضور پوسته هاي زيستي هستند كه  اكنون ناديده گرفته شده اند. پوسته هاي زيستي اجتماعی از موجودات کوچک اما مهم شامل گلسنگ­ها، خزه­ها، جگرواش­ها، سیانوباکتری­ها و قارجهاي خاكزي می­باشند. این پوسته­ها رابطه تنگاتنگی با سطح خاک دارند و یک لایه افقی نازک منسجم را ایجاد می­کنند. این لایه هاي ‌ محافظ در سطح خاك باعث کاهش فرسایش بادی و آبی خاک می‌شوند. درعین حال پوسته‌های زیستی خاک، نسبت به تخریب‌ها بسیار آسیب‌پذیرند و به‌راحتی خرد می‌شوند، به‌ویژه وقتی این پوسته‌ها خشک هستند. چرای دام، فعالیت‌های گردشگری و آتش‌سوزی بر تخریب این پوسته‌ها دامن می‌زند. ورود ریز گرد­ها با خواستگاه مرتعی كه حاصل از بين رفتن مراتع زاگرس است، تاثیر بسیار منفی بر محیط زیست کشور داشته و به عنوان یکی از چالش­های اصلی کشور در سال­های اخیر می­باشد. بی توجهی به شاخص­هاي زيستي و استانداردهای موجود در زیست­بوم زاگرس که موجب دگرگونی اکولوژی منطقه شده و آن را به حالت ناپایدار تبدیل نموده است. توجه به حفاظت، احيا و پايداري پوسته هاي زيستي زاگرس مي تواند نقش حياتي در كاهش فرسايش خاك منطقه و به پيرو آن كاهش ورود ريزگردهايي كه خواستگاه مرتعي دارند به ساير استانها باشد.

 كليد واژه: پوسته هاي زيستي، ريزگردها، مراتع زاگرس

مقدمه:

کشور جمهوری اسلامی ایران با مساحت 165 میلیون هکتار از نظر عوارض طبیعی، اقلیمی و پوشش گیاهی بسیار متنوع وگوناگون است. به طور کلی بیش از 85 درصد کشور جزء اقلیم های خشک ونیمه خشک است وحدود 13 درصد از سطح کشور بارندگی کمتر از 100 میلیمتر در سال دریافت می کند. وجود 8000 گونه گیاهی، 3500 گونه قارچ، 800 گلسنگ و 500 گونه خزه نشان دهنده تنوع زیستگاهی و رویشگاهی در اکوسیستم­های مختلف در ایران است. بر اساس اطلاعات و گزارشات موجود در سازمان جنگلها و مراتع کشور، سطح مراتع کشور در حدود 86 میلیون هکتار برآورده شده است که میزان مراتع متراکم (خوب) حدود24/7 ، مراتع نیمه متراکم (متوسط) 13/22 و مراتع کم متراکم (فقیر) 63/56 میلیون هکتار است. فشار چرای مفرط دام و دخالت انسان از مهمترین فاکتورهای فرساینده خاک بر مراتع، 2/2 برابر ظرفیت آنها است. از طرفی میزان جمعیت دامی کشور در سال 139 براساس آمار معاونت امور دام کشور در طرح تعادل دام و مراتع، 124 میلیون واحد دامی است که از این تعداد 83 میلیون واحد دامی به مدت 7 ماه از سال از این مراتع استپی استفاده می کنند و بقیه آن که حدود 41 میلیون واحد دامی است به علوفه بخش زراعت وابسته اند. بنابراین در اغلب مراتع کشور، چرای بیش از حد دام به همراه کمبود بارندگی از عوامل محدود کننده پوشش گیاهی و نهایتا فرسایش خاک شده اند و با توجه به ناپایداری وضعیت مراتع کشور در سالهای اخیر، ضرورت توجه برنامه ریزان منابع طبیعی برای حفظ و بهره برداری پایدار از این منابع امری اجتناب ناپذیر است.

از مهمترین این مراتع می­توان مراتع استپی رشته کوه های زاگرس را نام برد که میانگین فرسایش خاک آن تنها در استان لرستان با ۵۰ تن فرسایش خاک در هر هکتار رتبه اول فرسایش خاک در کشور را دارا است (خبرگزاری مهر، کد خبر 2040509)

در این تحقیق سعی می­شود که به یکی از شاخص­های مهم زیستی در ارزیابی سلامت محیط زیست و پایداری منابع طبیعی حوزه زاگرس پرداخته شود.  از چندين سال پيش، ورود ریز گرد­ها با خواستگاه مرتعی تاثیر بسیار منفی بر محیط زیست و سلامت مردم کشور داشته و به عنوان یکی از چالش­های اصلی و ملي سياستگذاران کشور در سال­های اخیر مطرح می­باشد و به دلیل بی توجهی به شاخص­ها و استانداردهای موجود در زیست­بوم زاگرس است که موجب دگرگونی اکولوژی منطقه شده و آن را به حالت ناپایدار تبدیل نموده است. مدیریت ناکارآمد حفاظت از محیط زیست و همچنین در حفاظت از مراتع و جنگل­ها و گسترش بی­رویه کشاورزی ناپایدار و عدم اتکا به طرح­های آبخیزداری جهت تثبیت خاک، موجب از بین رفتن پوشش مرتعی وجنگلی بخش­های زیادی از زاگرس شده و آن منطقه را به حالت ناپایدار درآورده است.  

بحث:

منطقه زاگرس در غرب ایران از لحاظ اقلیمی یک منطقه نیمه خشک محسوب می­شود که در طول سال، بخش های زیادی از آن را به خصوص در فصل تابستان خشکی فرا می گیرد. فرسایش خاک و چرای بیش از حد دام در زاگرس، موضوعی است که علی رغم روند رو به گسترش آن در نقاط مختلف ایران و به خصوص محدوده استان لرستان و فارس همچنان برای مقابله با آن چاره ای اندیشیده نشده است.

 به علت جغرافیایی ویژه زاگرس فصول بارندگی آن از آبان تا فروردین ماه بوده که بر اثر جبهه­های کم فشاری که از منطقه مدیترانه به سمت شرق حرکت می­کند با جبهه­های گرم حاصل از مراکز پر فشار عربی منطقه را تحت تاثیر قرار می­دهد. کوه­های زاگرس ما بین جزایر مرطوب در غرب دشت­های ایران و شرق دشت­های عراق قرار گرفته است و آب هوای منطقه نتیجه برهم کنش رطوبت و گرماست. تناسب میزان رطوبت با گرمای منطقه تنها با بارش یا افزایش دما تعیین نمی شود. رطوبت از طریق بارش به منطقه وارد می­شود از طرفی افزایش دما موجب ایجاد تبخیر و تعرق نیز می­گردد. افزایش رطوبت موجب افزایش رشد عناصر زیستی بخصوص گلسنگ­ها و خزه ها و تشکیل پوسته های زیستی در سطح خاکهای زاگرس را تشدید می کند.

 اغلب زیست­بوم­های موجود در کشور ایران بخصوص زاگرس و ارسباران به دلیل شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک حاکم بر آنها بسیار شکننده­اند. در شرایط فعلی بهره­برداری از بسیاری از این زیست­بوم­های شکننده به میزان بیش از حد توان آنها در حال انجام است(رحیمی، 1390). از بارزترین علت تخریب اراضی در کشور چرای بی­رویه و نامناسب از نظر زمانی و فراتر از ظرفیت مراتع، تبدیل اراضی مرتعی به دیم­زار، قطع درختان جنگلی، سامانه کشاورزی تک کشتی مداوم و عدم برگشت بقایای گیاهی به خاک می­باشد (رفاهی، 1380). در صورتی که مدیریت صحیح استفاده از منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد، شرایط پایداری در اکوسیستم حاکم می­شود و در این زمینه می­توان به حفاظت خاک در برخی مراتع کشور  بخصوص در استان گلستان اشاره نمود (کاکه، 1391).

 يكي از عناصر زیستی که خاک را در برابر نیروهای فرساینده حفظ می­کند، وجود پوشش گیاهی مناسب در سطح خاک می­باشد. با این وجود، پوشش گیاهی در زیست­بوم­های مناطق خشک کم بوده و معمولاً سطح خاک اغلب بدون لایه محافظ و زیستی است. اما بسیاری از مناطق خشک به طور قابل توجهی از دیگر زیست­بوم­ها متفاوت­اند و آنها به جای گیاهان آوندی بیشتر تحت تأثیر گیاهان غیرآوندی یا به عبارتی پوسته­های زیستی خاک هستند (باوکِر و همکاران 2008). پوسته هاي زيستي به اجتماعی از موجودات کوچک اما مهم شامل گلسنگ­ها، خزه­ها، جگرواش­ها، سیانوباکتری­ها و قارچهاي خاكزي می­باشند. این پوسته­ها رابطه تنگاتنگی با سطح خاک دارند و یک لایه افقی نازک منسجم را ایجاد می­کنند. این جوامع در ­زیست­بوم­های خشک و نیمه خشک که غالبا در آن تابش نور آفتاب شدت بیشتری دارد در سطح خاک تشکیل می شوند. مناطق خشک و نیمه خشکی که در آنها تابش نور آفتاب در تا حدودی بالا است، تقریبا 40 درصد زیست­بوم­های خاکی جهان را در بر می گیرند. گاهی اوقات نیز پوسته های زیستی به عنوان سری­های توالی زودگذر در سایر زیست­بوم­های خاکی جهان رخ نیز می­دهند. این پوسته­ها کاملا متضاد با پوسته­های فیزیکی در سطح سنگ یا خاک هستند (ماندو و همکاران، 1994).

پوسته­های زیستی خاک يكي از مهمترين فاكتورهاي ارزيابي مراتع پايدار در سطح جهان هستند (بلنپ، 2006). پوسته­های زیستی به خوبی با شرایط دشوار رشد سازگار می­شوند اما نسبت به فشردگی و تخریب­ها بسیار آسیب پذیرند. پوسته­های زیستی شکننده هستند و به راحتی خرد می­شوند به ویژه هنگامی که خشک هستند (بلنپ، 2006). چرای دام، فعالیت­های توریستی (پیاده­روی، دوچرخه سواری) و آتش سوزی تأثیر بسیار زیادی در تخریب پوسته­های زیستی دارند و ممکن است وضعیت توالی­های از سطح پایدار وارونه گشته و به سمت توالی­های پیشگام و ابتدایی تغییر یابد (چامیزو و همکاران، 2012a،b). از بارزترین عوامل مهم تخریب در کاربری مراتع، چرای بیش از حد دام می­باشد. اگر چه پوسته­های زیستی به طور مستقیم مورد چرا قرارنمی­گیرند اما به لحاظ اهمیتی که دارند، بسیار مورد توجه قرار گرفته­اند به طوریکه به عنوان یکی از شاخص­های هفده­گانه سلامت مرتع (پلانت و همکاران، 2000) و شاخص­های یازده­گانه تحلیل عملکرد چشم انداز (تونگوای و هندلی، 2004) در ارزیابی مراتع مورد توجه می­باشند.

پوسته­های زیستی به چند طریق کیفیت خاک را افزایش می­دهند: برای مثال از طریق خاکدانه­سازی فرسایش بادی و آبی را کاهش می­دهند( مازور و همکاران، 1996). درجه حرارت سطح خاک را افزایش می­دهند( گولد و بلیس، 1995). اصلاح توازن بین نفوذ آب به خاک و وجود رواناب سطحی، بدین گونه که در برخی موارد رواناب را به مناطق دیگر هدایت می­کند (کیدرون و یائیر 1997)و در برخی موارد نفوذپذیری را افزایش می­دهند( بروترسون و راشفورت، 1983). از طریق تثبیت نیتروژن و کربن، حاصلخیزی خاک را افزایش می­دهند( ایوانس و اهلرینگر، 1993؛ لانگ و همکاران، 1997).

در این زمینه تحقیقات گسترده ای در سالهای گذشته در جهان صورت گرفته و نیز در حال انجام است که به چند مورد اشاره خواهد شد؛ بلنپ و گاردنر(1993)؛ مزور و همکاران(1996): پستی و بلندی­های کوچک و پلی ­ساکاریدهای ترشح شده توسط ریزجانداران موجود در پوسته­های زیستی، سبب اتصال ذرات خاک به هم­دیگر شده و  موجب افزایش پایداری آن و در نتیجه کاهش فرسایش آبی و بادی می­گردند. همچنین کمپبل (1979)؛ ورسچیا و همکاران (1995): تمام ریزجانداران پوسته زیستی با درجات مختلف آب جذب می کنند. سیانوباکترها بیش از 10 برابر حجم و 8-12 برابر وزن خود آب جذب می­کنند. رینولدز و همکاران(2001) نشان دادند که پوسته­های زیستی نیز سبب افزایش نگه­داشت عناصر غذایی در خاک فوقانی و در نتیجه باروری بیشتر می­شوند. در پژوهشی دیگر مارتینز و همکاران(2006) به این نتیجه رسیدندکه بین فراوانی گلسنگ و خزه در دو منطقه نیمه خشک گچی اسپانیا و پایداری خاک­دانه، تنفس خاک و مقدار پتاسیم ارتباط معنی داری وجود دارد. در مقاله ای دیگر بلنپ و همکاران (a2003) نشان دادند که پوسته­های زیستی،­مناطق فقیر از مواد غذایی اطراف تکه­های گیاهی را اشغال­کرده و ورود و اتلاف مواد غذایی را تنظیم می­کنند.

الدریج و گرین (1994) و بلنپ و همکاران (b2003) در یک پژوهش جداگانه نشان دادند که پوسته­های زیستی از طریق رقابت با پوشش و زیست­توده، یا ایجاد تغییرات در خصوصیات خاک، روی جوانه­زنی، ظهور و بقای گیاهان آوندی تاثیر می­گذارند. از طرفی در نتایج مختلف مطالعات توسط هوول (1998)؛ لارسن (1995) نتیجه ارایه شده تاکید دارد که این پوسته­ها همچنین مقاومت اکوسیستم را در مقابل تهاجم علف­های یک ساله غیر بومی افزایش می­دهند.

گلسنگ­ها می­توانند مستقیم بر روی خاک، ماسه ، خاک برگ، در زیستگاه­های مختلف قرار گیرند. گلسنگ­ها همچنین از توانائی لازم برای نفوذ در شکاف سنگ­ها و ایجاد بستر مناسب برای رشد برخوردار هستند این ضررورت موجب می­شود که گلسنگ­ها با نفوذ خود در سنگ­ها موجب تولید خاک یا ذخیره خاک تولید شده در بین شکاف­ها شود و بدین ترتیب فرصت لازم را برای رشد گیاهان علفی ریز فراهم آورند. گلسنگها با استحکام بخشی خاک و فراهم آوردن اندک رطوبت روند جوانه زنی گیاهان یک ساله را تحریک می کنند.

بنابراین با توجه به مطالب فوق الذکر، منطقی است که حضور پوسته­های زیستی خاک در منطقه زاگرس به عنوان یک شاخص زیستی در ارزیابی سلامت این محیط زیست شکننده و حساس به کار روند. حدود 85 درصد از خاک ایران را مناطق خشک ونیمه خشک تشکیل می­دهد که این مناطق از دامنه­های زاگرس و البرز شروع شده و انتهای آن به مرزهای شرقی کشور می­رسد. در این فاصله زیستگاه­های بسیار فراوانی برای پوسته های زیستی و گلسنگ­های خاکزی ایران که از اصلی ترین اجزای آن هستند دیده می­شود که هر کدام از این زیستگاه­ها از عناصر گلسنگی متفاوتی برخوردار هستند.

بازدیدهای میدانی نشان میدهد که پوسته­های زیستی در بخش­های زیادی از زاگرس دیده می­شود. منطقه زاگرس از قدیم تا به حال یکی از مناطقی بوده که همواره تحت تاثیرانسان وعوامل مخرب محیط زیست نظیر چرای بیش از رویه دام، قطع در ختان جهت تهیه چوب خشک، معدن کاری و سایر عوامل توسعه­ای نظیر عبور خط لوله گاز، راه سازی و سد سازی بوده است. خاک این مناطق به علت بافت خاص آن و کمی رطوبت در بخش­های از سال به شدت آسیب پذیر بوده و شکل گیری پوسته­های زیستی در آن یک فرصت محسوب می­شود. گلسنگ­های خاکزی که یکی از اجزای اصلی پوسته­های زیستی هستند، که در بخش­های مختلف زاگرس بستگی به ارتفاع پراکنش مختلفی دارند. برای مثال در مخمل کوه خرم آباد به ارتفاع 1900متر سطح زمين و سنگها پوشيده از گلسنگ­های خاكزي يا صخره زي هستند این واقعیت نشان می­دهد که بخش­های زیادی از زاگرس تحت تاثیر رطوبت فصلی قرار گرفته و پوسته­ها ی زیستی را همچون خاکپوشی برسطوح خاکهای این منطقه گسترانده است.

ارزش مطالعه گلسنگها در منطقه زاگرس: .بر اساس یک تحلیل توسط هاووک و لاخاقوادوري (2013) در محدوده استپ-جنگل در کشور مغولستان گونه هایی شاخص از گلسنگهای اپیفیت را پیشنهاد دادند که این گونه های گلسنگی می تواند بعنوان شاخص مهم در ارزیابی تاثیر چرای دام و میزان پراکنش آنها در اين محدوده استپ-جنگل بکار برده شوند. همین موضوع می تواند در محدوده استپ-جنگل در زاگرس که دارای جنگلها و مراتع استپی فراوانی است کاربرد داشته باشد، چراکه فشار بیش از حد چرای دام در محدوده حد فاصل جنگلها و مراتع موجب نابودی کامل پوسته های زیستی موجود در سطح خاکهای زاگرس می شوند. از طرفی عمده پوشش گلسنگی جمع آوری شده از مناطق مختلف زاگرس نشان دهنده غنای گونه ای بی نظیر این منطقه بوده و پراکنش و پیوستگی آنها نشانگر تنوع زیستی بالا در این زیستگاه شکننده می باشد. چنانچه این پوسته های زیستی دامنه دار باشند بیانگر عدم تاثیر چرای دام در آن منطقه بوده و به منزله پایداری خاک سطحی می باشد که طی قرنهای متمادی تثبیت شده اند.

نتیجه گیری:

به دلیل اهمیت پوسته­های زیستی در شناسایی مراتع پایدار، حفاظت، احیا و استقرار مجدد آنها از ضروریات لازم در پایدار سازی اکوسیستم شکننده زاگرس در غرب ایران می­باشد. پایداری و پویایی مراتع زاگرس موجب کاهش حجم بزرگی از ریزگردهای کشور می شود که خواستگاه مرتعی دارند. توسعه یا انهدام پوسته­ها زیستی در زاگرس ممکن است محرک تحول بزرگی در شرایط این اکوسیستم شکننده باشد. احیای پوسته­های زیستی خاکهای زاگرس می­تواند به طور بالقوه جهت احیای  اکوسیستمهای آسیب دیده در آن منطقه به کار گرفته شود و بخش زیادی از جوامع گیاهی یکساله را که به شرایط محیطی سازگارند پایدار سازد.

 بر اساس داده های علمی و تجربیات موجود تلقیح مایع جلبکی و سیانوباکتریایی موجود در خاکهای منطقه به همراه جوانه زنی بخشی از گلسنگها و اجزای تشکیل دهنده پوسته های زیستی نظیر خزه ها از روشهای پیشنهادی نویسندگان این مقاله جهت احیای پوسته­های زیستی  منطقه زاگرس می تواند مورد مطالعه قرار گیرد. استفاده موردی از روشهای مشابه در آمریکا موفقیت آمیز گزارش شده ولی با این حال ممکن است در زاگرس با  دارا بودن شرایط خاص اکولوژیکی موثر نباشد و این مورد نیاز به مطالعه دقیق دارد. تثبیت مصنوعی خاک زاگرس در ابتدا ممکن است در خاک­های با فرسایش فعال لازم باشد و محدودیت در رشد کند عناصر تشکیل دهنده پوسته های زیستی مانند گلسنگها از طریق کوددهی به پوسته های زیستی یا ایجاد میکروسایت­های مناسب رفع گردد.

تحقیقات آینده در رابطه با احیای پوسته زیستی زاگرس میتواند راهگشا باشد و برخی از محورهای این مطالعات مي توانند شامل موارد زیر باشد. بررسی روش­های مختلف تثبیت خاک­های غیر شنی در زاگرس و  تلاش برای تعریف رژیم­های کوددهی مناسب به عناصر تشکیل دهنده پوسته های زیستی در جهت ترغیب و بهبود کیفیت رشد آنها و با ملاحظه در کنترل رشد گیاهان هرز اطراف آن. همچنین تلاش در تعریف روش­های مختلف جهت ایجاد میکروسایت های فعال و غنی از پوسته های زیستی ونهایتا انجام آزمایشات مناسب و تولید ماده تلقیحی مناسب و پایدار برای استجکام بخشی پوسته های زیستی.

هنگامی که بررسیهای میدانی و آزمایشگاهی هر یک از روش­ها ی فوق در جهت حفاظت و احیائ پوسته های زیستی تکمیل شد و نقش آنها در کاهش  فرسایش خاک و کنترل ریزگردها آشکار گردد، آن موقع خواهد بود که تاثیر خصوصیات جوامع و گونه های تشکیل دهنده پوسته­های زیستی زاگرس در بهبود عملکردهای مراتع و پایداری اکوسیستم زاگرس کانون توجه پژوهشگران ایرانی خواهد شد.

  • کاکه، ج (1391). بررسی تأثیر پوسته­های زیستی بر برخی از شاخص­های کیفیت خاک در مراتع قره­قیر استان گلستان. پایان نامه کارشناسی ارشد مهندسی علوم خاک، دانشگاه تهران.
  • رفاهی، ح. (1380). فرسایش بادی و کنترل آن. چاپ دوم انتشارات دانشگاه تهران.
  • رحیمی، ف. (1391). بررسی تخریب کاربری اراضی بر تخریب خاک با استفاده از شاخص­های کیفیت خاک. پایان نامه کارشناسی ارشد بیابانزدایی، دانشگاه تهران.

 

  • Belnap J, B¨udel B, Lange OL. 2003a. Biological soil crusts: characteristics and distribution. In Biological Soil Crusts: Structure, Function,and Management, Belnap J, Lange OL (eds). Springer-Verlag: Berlin; 3–30.
  • Belnap J, Prasse R, Harper KT. 2003b. Influence of biological soil crusts on soil environments and vascular plants. In Biological Soil Crusts:Structure, Function, and Management, Belnap J, Lange OL (eds). Springer-Verlag: Berlin; 281–300.
  • Belnap, J. 2006. The potential roles of biological soil crusts in dryland hydrologic cycles. Hydrological Processes, 20(15): 3159-3178.
  • Bowker, M. A., Koch, G. W., Belnap, J., & Johnson, N. C. 2008. Nutrient availability affects pigment production but not growth in lichens of biological soil crusts. Soil Biology and Biochemistry, 40(11): 2819-2826.
  • Brotherson JD, Rushforth SB, Johansen JR. 1983. Influence of cryptogamic crusts on moisture relationships of soils in Navajo national monument, Arizona. Great Basin Naturalist 43: 73–78.
  • Campbell SE. 1979. Soil stabilization by a prokaryotic desert crust: implications for Precambrian land biota. Origins of Life 9: 335–348.
  • Chamizo, S., Cantón, Y., Lázaro, R., Solé-Benet, A., & Domingo, F. 2012a. Crust composition and disturbance drive infiltration through biological soil crusts in semiarid ecosystems. Ecosystems, 15(1): 148-161.
  • Chamizo, S., Cantón, Y., Miralles, I., & Domingo, F. 2012b. Biological soil crust development affects physicochemical characteristics of soil surface in semiarid ecosystems. Soil Biology and Biochemistry, 49(0): 96-105.
  • Eldridge DJ, Greene RSB. 1994. Assessment of sediment yield by splash erosion on a semi-arid soil with varying cryptogam cover. Journal of Arid Environments 26: 221–232.
  • Kidron GJ, Yair A. 1997. Rainfall-runoff relationship over encrusted dune surfaces, Nizzana, Western Negev, Israel. Earth Surface Processes and Landforms 22: 1169–1184.
  • Howell W. 1998. Germination and Establishment of Bromus Tectorum L. in Relation to Cation Exchange Capacity, Seedbed, Litter, Soil Cover and Water , Prescott College: Prescott, AZ.
  • Hauck, M., D. Lkhagvadorj 2013. Epiphytic lichens as indicators of grazing pressure in the Mongolian forest-steppe. - Ecological Indicators 32: 82-88.
  • Lange, O.L., Belnap, J., Reichenberger, H., Meyer, A., 1997. Photosynthesis of green algal soil crust lichens from arid lands in southern Utah, USA: role of water content on light and temperature response of CO2 exchange. Flora 192, 1e15.
  • Larsen KD. 1995. Effects of microbiotic crusts on the germination and establishment of three range grasses. Master of Science, Interdisciplinary Studies, Plant Soil Ecology, Boise State University, Boise, ID.
  • Martínez, I., Escudero, A., Maestre, F.T., de la Cruz, A., Guerrero, C., Rubio, A., 2006. Small-scale patterns of abundance of mosses and lichens forming biological soil crusts in two semi-arid gypsum environments. Australian Journal of Botany 54,339e348.
  • Mazor G, Kidron GJ, Vonshak A, Abeliovich A. 1996. The role of cyanobacterial exopolysaccharides in structuring desert microbial crusts.FEMS Microbiology Ecology 21: 121–130.
  • Pellant, M., P. Shaver, D. A. Pyke and J.E. Herrik. 2000. Interpreting indicators of rangeland health. Technical reference 1734-6 USGA, NRCS, and USDA. Colorado. Version 3.
  • Tongway, D.J., and Hindley ,N.L. 2004. Landscape function analysis: producers for monitoring and assessing landscapes with special reference to minesites and rangelands, CSIRO Sustainable Ecosystems, Canberra, Australia: 158p.
  • Verrecchia E, Yair A, Kidron GJ, Verrecchia K. 1995. Physical properties of the psammophile cryptogamic crust and their consequences to the water regime of sandy soils, north-western Negev Desert, Israel. Journal of Arid Environments 29: 427–437.